مذهب فقهی شیعه امامیه:

فقه اماميه، ريشه در عصر حضور نبي مکرم اسلام دارد. از همان روزهاي نخستينِ وحي و تشريع، پايه هاي فقه و فهم شيعه، توسط اميرالمؤمنين عليه السلام استوار مي گرديد. تا جايي که فهمِ علوي در برابر فهم ديگران قرار گرفت و پيروان و دوست داران اهل بيت عليهم السلام، براي دريافتِ احکام، به علي بن ابي طالب مراجعه مي کردند.
ليکن با توجه به اينکه شيعيان در اقليت قرار داشتند، بروز و ظهورکامل فقه شيعي به دوران امام باقر و امام صادق عليهما السلام و جدايي آن از فقه غالب و رايج اهل سنت، باز مي گردد. در اين دوره فقه شيعي با گسترش فراواني روبرو شد
.
دوره هاي اصلي تاريخي فقه اماميه عبارت است از:

 دوره تشریع

اين دوره از آغاز زندگي پيامبر  تا ارتحال ايشان ادامه يافت.دوره تفسير و تبيين:  

اين دوره با امامت حضرت علي عليه السلام شروع و تا غيبت صغراي امام زمان (عج) (سالهاي 11 تا 260 ق) ادامه يافته است .

دوره تفريع: 

دوره استخراج و استنباط احکام که بعد از دوره تفسیروتبین  تا به امروز ادامه دارد.

ادوار فقه شيعه در دوره تفريع شيعه عبارتند از:

1-شکوفايي اجتهاد و قانونمندي فقه: 

از 260 ق تا ظهور شيخ طوسي 436 ق ادامه يافت. در اين دوره محدثان با تدوين منابع حديثي، و اهل اجتهاد نيز با تعميق مباحث عقلي و تحليلي، خدمتِ شاياني به شکوفايي اجتهاد و قانونمندي فقه شيعه نمودند.

2-کمال اجتهاد:

شيخ طوسي در اين مرحله تلاش وافري انجام داد. در اين دورة کوتاه، شيخ طوسي که وارثِ اهل حديث و اهل اجتهاد به شمار مي رفت، براي ترقي فقه شيعه کمر همت بست. ابهت علمي او چنان سيطره اي بر مجامع علمي شيعه پيدا کرد که نزديک به 130 سال سخنان او نقد و نقض نمي شد. حتي امروزه نيز برخي مخالفت با وي را برنمي‌تابند.

3-عصر تقليد:

پس از فوت شيخ طوسي در سال 460 ق آغاز گرديد و سال 588 ق با نگارش السرائر توسط ابن ادريس پايان يافت. ابن ادريس با ادبيات جسورانه اش، اين دوره را چنين توصيف مي کند مي گويد: چون ديدم علم احکام و شريعت را معطل گذاشته اند و بدان بي رغبت شده اند و برخي از سر ناداني يا مصلحت سنجي در گشودن ابواب بحث علمي کوتاهي مي کنند و زمام دانش فقه در دست فرومايگان افتاده است، در صدد جبران برآمدم.

4-نهضت مجدد مجتهدان:

توسط ابن ادريس آغاز گرديد و تا تدوين کتاب «الفوائد المدنيه» توسط محمد امين استر آبادي درسال 1030 ق ادامه يافت.

در اين دوره بزرگاني چون يحيي بن سعيد حلي (م 707 ق) و محقق حلي (م 676 ق)وعلامه حلي(م 726 ق) و شهيد اول(م 786 ق)و محقق کرکي (م 930 ق) و شهيد ثاني (م 965 ق) و مقدس اردبيلي (م 993 ق) بروز يافتند و موسوعه هاي فقهي بسياري در اين 442 سال به رشتة تحرير درآمد.

5-اخباريان:

بروز اخباريان تا وفات شيخ يوسف بحراني صاحب حدائق الناضره در سال 1186 ق ادامه يافت. علت پيدايشِ اين نحلة فکري، را مي توان به اختلاف گرايش در ميان فقهاي شيعه مربوط دانست که ادامة اختلاف گرايش اصحاب ائمه عليهم السلام بوده است.

 در اين دوره جوامع حديثي بسياري نگاشته شد.

6-تکامل و اوج گيري اجتهاد:

با ظهور وحيد بهبهاني در سال 1186 ق آغاز گرديد و تا تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در سال 1399 ق ادامه يافت.

در اين دوره فقه شيعه از لحاظ ابواب و مسائل و ادله رشد چشم گيري يافت و چارچوبهاي استدلالي و انديشة فقهي تکميل شد و ادبياتِ اصولي در ميان فقيهان رواج فراواني يافت.

7-حاکميت فقه:

با پيروزي انقلاب در ايران، فقه وارد عرصة جديدي شد. در واقع فقها متصدي پياده سازي و کاربردي کردن فقه در اجتماع گرديدند، و تا امروز ادامه يافته است.

در اين دوره فقه به عنوان تئوري واقعي و کامل ادارة انسان از گهواره تا گور مطرح گرديد.

منابع استنباطی فقه شیعه :
*کتاب

*سنت
*عقل
*اجماع

ویژگی های فقه شیعه :

*برای استنباط از احادیث پیامبر و اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیهم) بهره می گیرند.
* قیاس غیر منصوص العله را قبول نمی کنند
.
*اجماع به شرطی حجیت دارد که کاشف از قول معصوم (علیه السلام) باشد
.
*اسحتسان و استصلاح و مصالح مرسله را از منابع استنباط نمی دانند
.
*کاربرد عرف محدودتر از کارکرد آن در فقه اهل سنت است
.
*قول صحابه زمانی اعتبار دارد که به معصوم (علیه السلام) متصل گردد
.
*اکثر به انفتاح باب علم، باور دارند
.

*در برخی مسائل ابواب مختلف فقهی –همچون متعه و ارث و طلاق و… - فتوایی بر خلاف اهل سنت برگزیده اند.

گستره جغرافيائي:

شیعیان امروزه در سراسر جهان حضور دارند؛ مهمترین کشورهایی که مراکز شیعیان به شمار می رود عبارتند از ایران؛ عراق؛ بحرین؛ لبنان؛ سوریه؛ افغانستان

مذهب فقهی شافعي:

مؤسس اين مذهب، محمد بن ادريس شافعي (م 204 ق) از نسل عبدمناف است. او در مکه ملازم درسِ مسلم بن خالد –مفتي مکه- گرديد و توانست در پانزده سالگي از وي اجازة افتاء دريافت کند.

شافعي در حديث از مالک -صاحب الموطأ- و سفيان بن عيينه بهره جست.

سه ويژگي وي در ميان پيروانش مورد توجه قرار گرفت:

 حافظه –چنانکه موطأ مالک را طي نُه شب حفظ شد

 عقل و درايت 

پايبندي به سنت.

شافعي در مسافرت به عراق، با شيباني آشنا شد، و درس او را فقه جديدي يافت و اين سبب شد که از امتزاج آموزه هاي فقهي اهل حديث و اهل رأي، فقهي ميانه، پديد آيد.

شافعی برای آشنایی با مکاتب مختلف فقهی و اساتید و بزرگان آن مکتب ها، مسافرتهای فراوان رفته است.

برای مثال وی از اساتید مکه و مدینه و یمن و عراق به طور گسترده بهره جسته است تا جایی که برخی تا هشتاد استاد برای وی برشمرده اند.

زمانی که شافعی در مسجد جامع بغداد شروع به تدریس کرد، و به واسطة پایبندی او به قرآن و سنت، دروس دیگر را از رونق انداخت و در همین دوران کتاب فقهی «الام» را به رشتة تحریر در آورد.

شافعی اصول و فروع مذهبش را به دست خود تدوین کرد. در مذهب قدیم، کتاب الحجه و در مذهب جدید کتاب الام را به رشتة تحریر در آورده است.

برای دست یابی به مذهب شافعی از دو طریق می توان بهره برد؛

نخست: از طریق کتابهایی که از وی به جای مانده است و یا کتابهایی که او املاء کرده است.

دوم: از طریق شاگردهای وی که دست به تدوین و نگارش زده اند.

شافعي داراي دو فقه است:

نخست: فقه قديم شافعي تحت تأثير فرهنگ حجاز و عراق بود؛ ليکن وي در اواخر عمر به مصر سفر کرد و در آنجا با بزرگاني چون ليث بن سعد آشنا شد.

 در اين مرحله از زندگي با عادات و رسوم متمايزِ مردم مصر نسبت به عادات و رسوم مردم حجاز و عراق، آشنا گرديد.

آشنايي با بزرگان مصر و آشنايي با عادات و رسوم مصريان سبب شد تا شافعي در فقه خود تجديد نظر کند.
دوم: وي در فقه قديم به ظواهر کتاب و سنت، پايبند بود، و مطابق با اجماع و قياس نيز فتوا مي داد.

 برخي، قول صحابي را در صورتي که مخالفي براي او نقل نشود، از منابع فقه او شمرده اند. ليکن براي استحسان، مصالح مرسله و عمل اهل مدينه ارزشي قائل نبود.

شافعي در فقه جديد چنانکه مي گويد، بر اين باور است:

«(براي دست يازي به احکام) قرآن و سنت اصل هستند و اگر هر دو نبودند، با قياس بر آن دو احکام به دست مي آيد. … اجماع از خبر واحد مهم تر است … حديث منقطع معتبر نيست … اصل بر اصل قياس نمي شود.» در واقع اقوال صحابه و تابعين و عمل اهل مدينه نزد او معتبر نيست.
سوم: شافعي اصول و فروع مذهب قديم را در کتاب الحجه به يادگار گذاشت –که امروزه در دسترس نيست- و براي تبيين اصول و فروع مذهب جديد، کتاب الام را به رشتة تحرير درآورد.

چهارم: براي دست يابي به فقه قديم شافعي بايد به شاگردانِ عراقش –افرادي همچون: احمد بن حنبل، ابو ثور ابراهيم بن خالد، حسن بن محمد زعفراني، حسين بن علي کرابيسي- مراجعه کرد؛ و براي دست يازي به فقه جديد وي بايد به مطالب منقول توسط ابو يعقوب يوسف بويطي (م 231 ق) و اسماعيل مزني (م 264 ق) و ربيع بن سليمان مرادي (م 270 ق) استناد کرد.

منابع استنباط فقه قدیم، به شهادت خودش:
*کتاب

*سنت
*اجماع
*قیاس
*قول صحابی در جایی که مخالفی برای آن نقل نشود.مهمترین منابع استنباطی فقه جدید وی :

«(براي دست يازي به احکام)  قرآن و سنت اصل هستند و اگر هر دو نبودند، با قياس بر آن دو احکام به دست مي آيد. … اجماع از خبر واحد مهم تر است … حديث منقطع معتبر نيست … اصل بر اصل قياس نمي شود.»

ویژگی های فقهی:

*لازم به یادآوری است شافعی به فراوانی تغییر نظر و تبدیل رأی شهرت فراوان یافته است.

اسماعیل مزنی صاحب کتاب مختصر المزنی، می گوید: «کتاب الرساله را هشت بار نزد شافعی مرور کردم؛ در هر مرتبه تصحیحاتی انجام می داد و می گفت: خداوند نمی خواهد هیچ کتابی غیر از کتاب خودش کاملا صحیح باشد.»

*از دیگر ویژگی های فقهی وی، توقف در بسیاری از مسائل فقه به علت تساوی ادله در نزد او می باشد.
*دارای دو مذهب فقهی قدیم و جدید بودن.
*مهمترین عنصر استنباطی وی در فقه قدیم؛ قیاس بوده است؛ این در حالی است که در فقه جدید، حدیث نبوی به عنوان مهمترین و اساسی ترین رکن استنباطی وی مطرح گردیده است.

*سعی شافعی در فقه قدیم بر آن بود تا در مذهبش از آرای مالک و شاگردان ابو حنیفه بهره ببرد؛ البته به شهادت تاریخ، بیشتر تحت تأثیر مالک قرار گرفته بود.
*فقه جدید وی بیشتر متأثر از لیث بن سعد اصفهانی (م175) بوده است.
*شافعی در فقه جدید به علل مختلف؛ بر اختلافاتش با مالک بسیار تأکید می کرد.
گستره جغرافيائي
:
امروزه مذهب شافعي در ميان اهل سنت کردستانِ ايران و فلسطين رواج دارد.

مذهب رسمي اندونزي نيز شافعي است. پيروان اين مذهب در عراق، پاکستان، افغانستان و عربستان، به صورت پراکنده به چشم مي خورند.

مذهب فقهی حنفی:

مؤسس اين مذهب ابو حنيفه نعمان بن ثابت (80 - 150 ق) يک فرد ايراني الاصل است که در کوفه متولد شد.

 پس از چندي، او به بغداد –پايتختِ منصور عباسي- رفت. او دوره انتقالِ حکومت از بني اميه به بني عباس را درک کرد.
در زمان تحصيل ابو حنيفه، از آغاز حياتِ مکتب رأي، بيش از سه ربع قرن مي گذشت.

در اين مدت کوتاه، اگرچه فقيهاني در کوفه بر حديث تعصب خاصي داشتند، ليکن جو غالب کوفه، همان مکتب رأي بود.

نعمان بن ثابت هجده سال در درس حماد بن ابي سليمان (م 119 يا 120 ق) از بزرگان مکتب رأي- شرکت کرد و توانست با واسطه از مؤسسان اين مکتب فکري –بزرگاني چون ابراهيم بن زيد نخعي، علقمه بن قيس- بهره جويد.

نعمان در اين مدت بهره گيري از مکتب حديث را رها نکرد و در درس بزرگانِ اين مکتب همچون شعبي، شرکت کرد.
لازم به ذکر است که وي از محضر امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) و زيد بن علي و ابو محمد عبد الله بن حسن (پدر نفس زکيه) و … بهره جست.
وي ابتدا از تجار و صناعت پيشگانِ بازار کوفه بود که به علم کلام علاقة بسيار نشان مي داد، ليکن پس از تشويق شعبي، تجارت را رها کرد و به دانش پژوهي روي آورد و پس از آشنايي با حماد، به دانش فقه علاقه مند گرديد.

از فقهاي معاصرِ وي که با انديشه هاي ابو حنيفه ناسازگاري مي کردند و با وي در رقابت بودند، مي توان به افراد زير اشاره کرد:

1. سفيان بن سعيد ثوري (م 161 ق) از اهل حديث؛

 2. قاضي شريک بن عبد الله نخعي (م 177 ق)؛

 3. محمد بن عبد الرحمان بن ابي ليلي (م 148 ق) از اهل رأي.

ابوحنيفه، هرگز دست به نگارشِ کتاب فقهي نزد. آنچه از او به يادگار مانده است، حاصل تلاش شاگردانِ وي مي باشد.
ابو يوسف يعقوب بن ابراهيم انصاري (م 183 ق) سنگِ بناي تدوين فقهِ حنفي را گذاشت و کتابهاي الخراج و الآثار –برخي رواياتِ مقبول ابو حنيفه- و … را به رشتة تحرير در آورد.

 يکي از علل اقبال عمومي به اين مذهب را مي توان در نگارش هاي وي جستجو کرد. زيرا وي آراي ابو حنيفه را با احاديث فراواني تأييد مي کرد.
چهار شاگرد مشهورِ ابو حنيفه به عنوانِ ائمة چهارگانة مذهب حنفي مشغول به فعاليت شدند. اسامي ايشان عبارت است از:

قاضي ابو يوسف (113 - 183 ق)

 محمد بن حسن شيباني (م 198 ق) 

 زفر بن هذيل (110 - 158 ق)

حسن بن زياد لؤلؤي (م 204 ق).

چنين شهرت يافته است که در ميانِ شاگردانِ وي ابو يوسف بيشتر به حديث روي آورد و محمد شيباني بيشترين فروع فقهي را مطرح کرد و زفر بن هذيل تواناترين شخص در اخذ به قياس بود.

منابع استنباط حنفی به گفتة ابو حنیفه :

*کتاب؛
*سنت؛
*اقوال صحابه؛
*قیاس؛
*استحسان؛
*اجماع؛
*عرف.

ویژگی های فقه حنفی به گفتة ابو حنيفه:

در منابع، نخست به قرآن وسپس به سنت صحيح مراجعه مي کرد؛ رجوع به اقوال اصحاب بزرگ، در مرحلة بعدي قرار داشت.

ليکن اگر در آنجا چيزي نمي يافت، و يا به قولِ يک صحابي برخورد مي کرد، مي گفت: «هم رجال و نحن رجال»و با مراجعه به قياس و استحسان و اجماع و عرف، به چاره جويي مشکل مي پرداخت.

در عمل نيز وي اينگونه بود که ابتدا با اصحاب خود مشورت مي کرد و جوانب مختلف مسئله را بررسي و کنکاش مي نمود، وقتي به رأي معيني مي رسيد، دستور نگارش آن را مي داد.
از ديگر ويژگي هاي فقه او، پرداختن به مسائلِ فرضي است. 

 در پاسخ به اعتراضاتي که نسبت به اين کار شده است، مي گفت: «فقها بايد خود را براي بلايا آماده سازند و پيش از پديد آمدن مسئله، بايد آن را رصد کنند و بدانند چگونه بايد آن را پاسخ دهند». همين شيوة کاري وي سبب توسعة گسترده و تکامل فراوان فقه گرديد. 
وي در اخذ حديث بسيار سخت گيري مي کرده است
.
گستره جغرافيائي
:
امروزه پيروان اين مذهب بيشتر در عراق، سوريه، پاکستان، ترکيه به چشم مي خورند. 

مذهب رسمي افغانستان، حنفي است.

مذهب فقهی مالکی :

این مذهب، دومین مذهب اهل سنت از نظر قدمت و سومین آن از نگاه قلمرو است.

 مؤسس این مذهب، مالک بن انس اصبحی از طبقه سوم فقیهان تابعی مدینه است.

 او حدود سالهای 90 تا 97 در آن شهر تولد یافت. مالک بیشتر زندگانی خود را در مدینه سپری کرد.

 فقه را نزد ربیعة بن فروخ، ابن شهاب زهری، نافع مولی عبدالله بن عمر بن هرمز، امام جعفر صادق (ع) و ابوالزناد فرا گرفت. وی در برابر خلفا، سیاست آرامی را دنبال می‏کرد.

اما با سکوت، او در برابر قیام نفس زکیه به سال (145 ه.ق) والی مدینه را به او بدگمان ساخت و او را مجازات کرد. منصور بابت این رفتار والی که بی‏اطلاع او صورت یافته بود، از مالک عذرخواهی نمود.

همچنین هارون در سفر حج خود در سال 179 ه.ق در آخرین سال عمر مالک، از او دیدار به عمل آورد. با این همه، می‏توان گفت که مالک از عباسیان ناخشنود بوده, چنانکه همین ناخشنودی او سبب گرایش امویان اندلس به او گشت. مالک، در حدیث شناسی پیشگام بود.

اثر مهم فقهی مالک کتاب «الموطأ» است که به درخواست منصور به نگارش آن پرداخت. دیگر اثر او، «رسالة إلی الرشید» است.

مذهب فقهی مالک، به مثابه یک مدرسه فکری نبوده و اجتهاد فقهای آن فراتر از رأی مالک نمی‏رود.

 مالکیان در باورهای اعتقادی خود پیرو مکتب اشعریند.

مذهب مالک پیش از ظهور مذهب شافعی، بر حجاز، مصر و سرزمین‏های آفریقایی اطراف آن، اندلس و سودان غلبه داشت و در بغداد هم حضور چشمگیری داشت تا آن که پس از سال 400 ه.ق رو به افول نهاده، با ظهور مذهب شافعی در مصر، مذهب مالکی در آن به جایگاه دوم تنزل یافت اما موقعیت خود در شرق آفریقا را از دست نداد.

امروزه مذهب مالکی در قسمت‏های شمالی آفریقا، الجزایر، تونس، در قسمت‏های کوهستانی مصر، سودان، کویت، قطر، بحرین غلبه دارد و در فلسطین و عربستان هم ـ به ویژه منطقه احساء ـ به صورت محدودتر ادامه حیات می‏دهد.

فقها و کتب مالکی:

مالک بن انس اصبحی (امام المذهب) (م 179) صاحب المدونة الکبری به روایت‏ سحنون.
ابوقاسم، معروف به ابن جزی (م 741) نویسنده کتاب القوانین الفقهیة فی تلخیص مذهب المالکیة
.
احمد بن ادریس معروف به قرافی (م 684) صاحب الاحکام فی تمییز الفتاوی عن الاحکام و مؤلف الفروق این کتاب دارای چهار جزء است
.
ابراهیم بن محمد، معروف به ابن فرحون مؤلف تبصرة الحکام، این کتاب در دو جزء تنظیم شده است
.
محمد بن محمد اندلسی قرناطی، معروف به ابن عاصم (م 829) مؤلف تحفة الحکام، که این کتاب هم دو جزء می‏باشد
.
ابوالحسن معروف به تسولی، مؤلف البهجة فی شرح التحفة بالتحفة
.
ابوعبدالله معروف به خطاب، صاحب مواهب الجلیل شرح سیدی خلیل. این کتاب شامل شش جزء می‏باشد
.
عبد الله معروف به خرشی (م 1101) صاحب شرح مختصر سیدی خلیل (م 767).

این کتاب دارای شش جزء می‏باشد و عدوی (م 1189) حاشیه‏ای بر «مختصر» نوشته که با آن چاپ شده است.
مواق، مؤلف التاج و الاکلیل لمختصری خلیل
.
علامه محمد بن احمد معروف به ابن رشد قرطبی (م 595) نویسنده بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، این کتاب بسیار جالب است و دو جزء را شامل می‏شود
.
ویژگیها و منابع مذهب مالکی

مالک علاوه بر کتاب، سنت، فتاوی صحابه، اجماع، قیاس، استحسان، مصالح مرسله و استصحاب، عمل اهل مدینه را در زمره منابع دینی یاد کرده است.

مالک، ظاهر قرآن را بر سنت مقدم می‏داشت.

مالک طعن بر اصحاب رسول خدا (ص) را زشت شمرده و آن را جرم بزرگ می‏دانست.

مالک به درستی نظام «استخلاف» اذعان داشت.

او همچنین قرآن را قدیم دانسته و به جبر باور داشت.

مذهب فقهی حنبلی

مؤسس اين مذهب فقهي، احمد بن حنبل (م 241 ق) از مهم ترين شاگردانِ محمد بن ادريس شافعي (م 204 ق) در بغداد است.
تدوين فقهِ اين مذهب در قرنِ چهارم توسط بزرگاني چون ابوبکر احمد بن خلال (م 311 ق) با نگارش کتاب الجوامع و ابوالقاسم بن ابي علي خرقي بغدادي (م 324 ق) با نگارش کتاب المختصر صورت گرفت
.
حياتِ مجدد اين نحلة فقهي در قرن هشتم به ابن تيميه (م 728 ق) و شاگردش ابن قيم جوزي (م 851 ق) مربوط است. ايشان روح جديدي در مذهب حنبلي دميدند و مباني فکري و فقهي مذهب را استوارتر از گذشته کردند و در نشر آن نقش به سزايي ايفا کردند
.
اين مذهب در قرن دوازدهم توسط محمد بن عبد الوهاب (1115 – 1206 ق) –مؤسس فرقة وهابيت- جانِ تازه اي گرفت و پس از مدتي به حاکميتِ مذهب حنبلي در سعودي انجاميد.

منابع استنباط فقه حنبلی:

*کتاب
*سنت
*فتاوای صحابی؛ در جایی که اختلاف میان این فتاوا وجود داشت، به آنچه به نظرش نزدیکتر به کتاب و سنت بود عمل می کرد.
*قیاس؛ در حد رفع ضرورت از آن بهره می جست
.
*برخی استحسان و سد ذرایع و مصالح مرسله را نیز از منابع استنباطی برشمرده اند.

ویژگی های فقه حنبلی:

روش اجتهادي وي چنين بود: ابتدا به سراغ کتاب و سنت مي رفت، و هيچ چيز را بر نص مقدم نمي داشت. اگر نص نمي يافت، به فتاواي صحابه مراجعه مي کرد و قولِ موافق و نزديک به کتاب و سنت را بر مي گزيد. در صورتي که هيچکدام نبود، به مفاد حديث مرسل يا ضعيفي که راوي آن معروف به کذب و فسق نباشد، پايبند مي شد. و اگر اين حديث را هم نمي يافت، به قياس روي مي آورد. برخي گفته اند: اگر قياس ممکن نبود، مطابق مصالح مرسله نيز عمل کرده است.
وي اگر چه اجماع را قبول داشت، ليکن همواره در حصولِ اجماع ترديد مي کرد و مي گفت: «من ادعي الاجماع فهو کاذب». او بر اين باور بود که بايد عدم علم به خلاف جايگزين ادعاي اجماع گردد
.
از آنجا که احمد بن حنبل مي ترسيد مردم به فقه روي آورند و از حديث بازمانند، هرگز دست به تأليف کتاب فقهي نزد. از همين روي برخي همچون ابن قتيبه در المعارف و مقدسي در احسن التقاسيم و ابن جرير طبري او را محدث مي دانند.

گستره جغرافيائي:

امروزه مهمترین مرکز این فرقه در کشور عربستان سعودی است.

مذهب فقهی زیدیه

زيديه از فرقه‌هاي تشيع است که به زيد بن علي بن حسين عليهما السلام (76 ق – 122 ق) منسوب مي‌شود. منبع اطلاعات فقه زيد كتاب المجموع الكبير يا مسند زيد يا المجموع الفقهي است كه توسط ابوخالد عمر بن خالد واسطى (م150 ق) شاگرد و ملازم او جمع‏آورى و تدوين شده است.
روش زيد، دورى از غلو و هماهنگى با فقه مدينه مخصوصا فقه آل البيت است
.
با نگاهى به كتاب «المجموع» مى‏توان گفت كه اين كتاب مشتمل بر دو مطلب است
.
*احاديث رسول اكرم صلي الله عليه وآله؛ و روايات امير المؤمنين عليه السلام
.
*اجتهادات و استنباطات زيد كه در بسيارى از موارد موافق با فقهاء اهل سنت است
.
فقه زيدي تنها همان فقه زيد نيست، بلكه آميخته اى از فقه او و فقه شاگردانش و بزرگانى, چون هاشم بن ابراهيم رسى و هـادى يـحـيـى بـن حـسـيـن بـن قـاسـم و ناصر و حـسـن بـن عـلـى و احـمد بن يحيى مرتضى است
.
زيد شيوه مستقلى در فقه و استنباط نداشت و به همين سبب شيوه اى كه در پيش گرفت از روش و شيوة مـعاصرانش در اهل سنت مدينه يا عراق نبود. لازم به يادآوري است؛ برخي گفته اند: ابو حنيفه جزء شاگردان وي به شمار آورده اند.

منابع استنباط زیدیه: 

 ازده منبع بهره مي گيرندکه فهرست آن از حيث درجه اهميت:
*عقل قطعى: که شناخت خدا و اثباتِ وحيانيت قرآن را بر عهده دارد
.
*اجماع قطعى: مراد همان ضروريات اسلام است
.
*کتاب و سنت متواتر و قطعى است
.
* اخبار آحاد در مسائلِ غير عام البلوي، البته به شرطي که راوي آن عادل و ثقه باشد
.
*مفهوم موافق و مفهوم مخالف؛ که مفهوم موافق بر مفهوم مخالف مقدم است
.
*اجماع غير قطعى: اجماع كه از ديدگاه آنان داراى هفت مرتبه است که اجماع سلف و خلف و فقدان مورد مخالف با آن اجماع، بالاترين مرتبة اجماع است و اتفاق فقهاى زيديه پايين ترين مرتبة آن است
.
*قول صحابى: مراد از صحابى ياران پيامبر است که ايشان را همراهي کرده اند
.
*قياس: مى‏گويند هر چند قياس مفيد ظن است ولى شارع در مواردى مثل معرفت قبله و وقت … آن را حجت نموده است. ايشان استحسان و مصالح مرسله را هم نوعى قياس معتبر مى‏دانند
.
*استصحاب: لازم به يادآوري است ايشان استصحاب را دليل مستقل نمى‏دانند
.
*عقل غير قطعى: در مواردى كه هيچ يک از ادلة قبلي نباشد، به حکم عقل عملي ـ عقلي که حسن و قبح اشياء را تشخيص مي دهد- پايبند مي شوند.

ویژگی های فقه زيدى:

* از حديث و راى بهره مي جويند.
*تنها به روايات اهل بيت بسنده نمي كنند؛ بلكه روايات صحابه را نيز مي پذيرند
.
* آثار زيد به عنوان اصولى هستند كه فروعات را بايد از آنها استنباط نمود
.
* آنچه در مذاهب ديگر فقهى باشد و بـا منطق و اصول مذهبشان هماهنگ و همسو باشد را مي پذيرند
.
*ايشان به اصل باز بودن باب اجتهاد و پيش رفتن با رخدادها و ارائة راه حلهاى مناسب براى آنها به نحوى كه با روح شريعت همخوانى كند, پايبندى نشان دادند.

مذهب فقهی اباضيه:

تاسيس مذهب اباضيه منسوب به عبد الله اباض تميمي (زنده در 86 ق) است.

 عده اي بر اين باورند که عبد الله در آراء و اعمال خود طبق فتاواي جابر بن زيد عماني (18 يا 21 ق - 93 يا 103 ق) تصميم مي گرفته است.

 ليکن دسته ديگري از محققان بر آنند که مذهب اباضي در اصل دو موسس داشته است: رهبري سياسي آن که عبدالله اباض است و رهبري علمي و فقهي آن جابر ابن زيد.

لازم به يادآوري است جابر ابن زيد علاوه بر اباضيان نزد علماء و مسلمانان هم دورهخود، به عنوان يكي از ائمة حديث، مقام خاصي داشت.
اباضيه از بازماندگان خوارج زمان خلافت حضرت علي(ع)هستند؛ ليکن آن تفکرات تند و شديد خوارج را ندارند.

منابع استنباط اباضیه:

*کتاب قرآن؛
*سنت متواتر؛

*اجماع؛ (اجماع قولي را حجت قطعي و اجماع سکوتي را حجت ظني مي دانند

*قياس مطابق قواعد و ضوابط خاص؛
*استدلال؛ (استصحاب، استحسان و مصالح مرسله در آن مي گنجد

ويژگي هاي فقه اباضیه:

* قائل به انفتاح باب اجتهاد هستند.
* وقوع اجماع ميان اهل حل و عقد را ممکن مي دانند
.
*تنها فرقة خوارج هستند که داراي فقه مدون مي باشند
.
* در بسياري از احکام فقهي –نماز، روزه، حج، زکات- به مذاهب اربعة اهل سنت نزديک هستند
.
*علاقة فراواني به مسائل مستحدثه نشان مي دهند
.
*ا گاهی به رصد مسائل آينده نیز مبادرت می ورزند.

گستره جغرافيائي:

امروزه اباضيه در مناطق مختلف دنياى اسلام -زنگبار تانزانيا و ميزابِ الجزاير، كوه نفوسة ليبى، و جزيرة جربه در تونس- سكونت دارند، ليکن مركز عمدة آنان كشور عمان مي باشد که مذهب اباضيه به عنوان مذهب رسمى اين كشور پذيرفته شده است.

مرکزيت عمان براي اين مذهب، به گونه اي است که در ميان پيروان مذهب اباضيه اين ضرب المثل شهرت يافته است: «باض العلم بالمدينه وفرخ بالبصره وطار الي عمان» يعني؛ «علم در مدينه تخم گذاري کرد، در بصره جوجه برآورد و به سوي عمان پرواز کرد».

مذهب فقهی ظاهري

در قرن دوم هجري، چند گرايش مختلف نسبت به معارف ديني و بشري وجود داشت که اغلب با يکديگر اختلاف عميقي داشتند. خاستگاه اين اختلافات عراق بود.
يکي از فرقه هايي که در اين اختلافات، پديد آمد، «ظاهريه» نام دارد؛ ايشان تنها راه رسيدن به حقيقت و سعادت را تمسک به ظاهر کلام خدا و رسول مي دانستند. بنيانگذار اين مذهب ، فقيهي به نام داوود بن محمد علي اصفهاني (202 ق – 270 ق) مي باشد.

خانوادة داوود از ديار کاشان به کوفه آمدند؛ وي در کوفه متولد شد و در بغداد به تحصيل علم پرداخت. او از محضر ابو ثور شافعي و اسحاق بن راهويه –در نيشابور- و شاگردان بزرگ شافعي بهره جست. در واقع وي نخست از پيروان سر سخت شافعي بود؛ ولي پس از مدتي مخالف به کارگيري رأي –اعم از قياس و استحسان و …- گرديد.

برخي فتاواي فقهي داوود:

*وي شرط مسافت را براي قصر شدن نماز مسافر برداشته است.
*او روزة مسافر را باطل مي داند
.
*حرمت ربا را فقط در طلا و نقره و گندم و جو و خرما و نمک مي داند
.
*براي قضاوت، علم قاضي سپس اقرار و پس از آن بينه، قرار دارد
.
پس از داوود، ابوبکر محمد بن داود رئيس ظاهريه شد. او شاعر ، اديب و مورخ بود وبه اين خاطر شهرتي چشمگير را به مذهب ظاهريه داد
.
ابو محمد علي بن احمد بن سعيد بن حزم (384 ق – 458 ق) مجدد اين مذهب به شمار مي رود، تا جايي که برخي در مورد وي گفته اند: «لولا ابن حزم، لاندرس فروع المذهب وأصوله» يعني؛ «اگر ابن حزم نبود، اصول و فروع مذهب شافعي، از ميان مي رفت
».
ابن حزم ابتدا به فقه مالکي، سپس به فقه شافعي روي آورد؛ ليکن در پايان فقه ظاهري را از مسعود بن سليمان بن صلت فرا گرفت و بدان پايبند گرديد، و روحِ تازه اي در کالبدِ نيم جانِ آن دميد، به گونه اي که اوج مذهب ظاهريه را در قرن پنجم، به همراه داشت.

منابع استنباط احکام فقهي در مذهب ظاهريه :

*قرآن
*حديث پيامبر

*اجماع صحابه
لازم به يادآوري است؛ ايشان با قياس، راي و استحسان به شدت مخالفند.
ويژگي هاي فقه داودیه:
*روايات صحيح، همانند قرآن از جانب خداوند است
.
*نقل به معنا و نقل به مضمونِ خبر، بي فايده است
.
*فقط با ظاهر نصوص تمسک مي کنند
.
*هيچ تعليل و تأويلي را نمي پذيرد
.
*مفهوم موافق را نمي پذيرند چه رسد به مفهوم مخالف
.
*راوي حديث بايد عادل باشد؛ يعني فرائض را انجام دهد و از محرمات دوري کند
.
* تعادل و تراجيح را نمي پذيرند، بلکه تا آنجا که امکان داشته باشد، به مفاد هر دو دليل پايبند مي شوند
.
*اجماعي که به عنوانِ منبع استنباط احکام مورد استفاده قرار مي گيرد؛ بايد مربوط به عصر صحابه باشد، و هيچ يک از صحابه با آن مخالفت نکرده باشند
.
* با تقليد مخالف هستند
.
* باب اجتهاد را منسد مي دانند.

گستره جغرافيائي:
بيشترين اوج ظاهريه در اسپانيا و آفريقاي شمالي بود که در قرن ششم به افول گراييد، و تا قرن هشتم ديگر هواداري براي آن نماند؛ ولي کتب و آثار علمي اين مذهب همچنان رواج دارد و پيروان آن به صورت پراکنده در ميان مسلمانان حضور دارند.

منابع تحقيق:

هاشم معروف الحسني، تاريخ الفقه الجعفري.
ابوالقاسم گرجي، تاريخ فقه و فقها
.
محمود شهابي، ادوار فقه
.
ابراهيم جناتي، ادوارفقه وکيفيت بيان آن
.
عليرضا فيض، ويژگيهاي اجتهاد و فقه پويا
.
محمد حسن رباني بيرجندي، فقه و فقهاء اماميه در گذر زمان
.
رضا اسلامي، مدخل علم فقه
.
سيدمهدي نريماني، تقريرات فقه مقارن محمد حسن رباني بيرجندي
.
سيد مهدي نريماني، تقريرات درس اصول فقه مقارن حسين صابري.                                 شیخ بهائی؛ زبدة الاصول؛                                                                                                  ابو اسحاق ابراهيم شيرازي، طبقات الفقهاء
.
ابو بکر بن هداية الله حسيني گوراني                                                                           شهرزوري، طبقات الشافعيه
.
محمد مصطفي شلبي، المدخل؛                                                                                    محمد علي سايس، تاريخ الفقه الاسلامي
.
محمد خضري بک، تاريخ التشريع الاسلامي
.
علي محمد معوض و عادل احمد عبد الموجود، تاريخ التشريع الاسلامي
.
ابو زهره، تاريخ المذاهب الفقهيه
.
عباس علواني نوري، الاجتهاد في الشريعه الاسلاميه
.
اسد حيدر، الامام الصادق والمذاهب الاربعه
.
مؤسسة آل البيت، مقدمة تذکره الفقهاء
.
نعمت الله صفري، نقش تقيه در استنباط
.
مقدمة الام                                                                                                                   جعفر سبحانی؛ موسوعة طبقات الفقهاء                                                                            خطیب بغدادی؛ الکفایه فی علم الروایه                                                                                شافعی؛ الرساله

مرکز المصطفی؛ العقائد الاسلامیه
مناع القطان، تاريخ التشريع الاسلامي.
ابوبکر خطيب بغدادي، تاريخ بغداد
.
صبحي صالح، معالم الشريعه الاسلاميه
.
محمد سلام مدکور، مناهج الاجتهاد في الاسلام
.
ابن عبد البر؛ الانتفاء فی فضائل الثلاثه الائمه الفقهاء

سرخسی؛ المبسوط
ابن قیم جوزیه؛ اعلام الموقعین                                                                                         زيد بن علي، مقدمة مسند زيد بن علي.
مصطفي احمد زرقاء، المدخل
.
ثامر هاشم حبيب العميدي، واقع التقية عند المذاهب والفرق الإسلامية من غير الشيعة الإمامية
.
خير الدين الزركلي، الأعلام
.
عمر كحاله، معجم المؤلفين
.
دايره المعارف بزرگ اسلامي
.
شهرستاني، الملل و النحل
.
 زید بن علی، المسند؛                                                                                                         یحیی بن حسن؛ الاحکام؛                                                                                                   احمد المرتضی، شرح الازهار
.
قلهاتي، الکشف والبيان
.
نورد الدين سالمي، اللمعه المرضيه من اشعه الاباضيه
.
علي اکبر ضيائي، معجم مصادر الاباضيه
.
عبد الحليم رجب محمد، الاباضيه في المصر والمغرب
.
علي يحيي معمر، الاباضيه بين الفرق الاسلاميه
.
علي يحيي معمر، الاباضيه في موکب التاريخ
.
مسعود جلالي مقدم، دايره المعارف بزرگ اسلامي جلد2
.
ابراهيم بحاز، مشوهات الاباضيه
.
عمرو خليفه نامي، من هم الاباضيه
.
عبد القاهر بغدادي اسفراييني، الفرق بين الفرق
.
ابو الحسن اشعري، مقالات الاسلاميين
.
عبد الرحمن بدوي، مذاهب الاسلاميين
.
أحمد بن سعيد الشماخي، كتاب السير
.
ابو مودود حاجب، سير علماء الإباضية
.
عيسى العزري، السير العمانية
.
عمرو النامي، دراسات عن الإباضية
.
الدرجيني، طبقات المشايخ
.
عبد الله بن مداد، سيرة ابن مداد
.
جمعية التراث، معجم أعلام الإباضية
.
عوض خليفات، نشأة الحركة الإباضية
.
فرحات الجعبيري، البعد الحضاري للعقيدة الإباضية
.
محمد جواد مشکور؛ فرهنگ فرق اسلامی

عمر سليمان استخر، المدخل الي دراسةالمدارس المذاهب الفقهيه
سعيد منصوري، فقه تطبيقي
م.م شريف، تاريخ فلسفه در اسلام
ابن حرم، المحلي؛ ذهبي، تذکره الحفاظ