مستكبرين و ابرقدرتها

ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبرين را از بين خواهيم برد.

سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است ; و تا اين سلطه‏طلبان‏بى‏فرهنگ در زمين هستند، مستضعفين به ارث خود كه خداى تعالى به آنها عنايت‏فرموده است نمى‏رسند.

ما آن صدمه‏اى كه از قدرتهاى بزرگ خورديم، بايد بگوييم كه بالاترين صدمه، صدمه شخصيت بوده.

امروز وضع سياسى دنيا طورى است كه تمام كشورهاى عالم در تحت نظر سياسى‏ابرقدرتها هستند.

تمام گرفتاريهايى كه ملتها پيدا كردند، از دست اين ابرقدرتهاست.

تمام مقصد اين جنايتكارها رسيدن به يك نقطه است، قدرت ; قدرت براى‏كوبيدن هر كسى كه در مقابلشان است.

بر روشنفكران است كه هرچه بيشتر در رسوايى ابرقدرتها و قدرتها بكوشند.

بدانند كه كشورهاى قدرتمند فرصت طلب، كه غايت آمالشان دست‏يافتن بركشورهاى اسلامى و مستضعف است، آنان را در موقع گرفتارى تنها مى‏گذارند ; وكلمه وفا در قاموس آنان راهى ندارد.

متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزيتان بر ابرقدرتها حتمى است.

حق گرفتنى است; قيام كنيد و ابرقدرتها را از صحنه تاريخ و روزگاربراندازيد.

قدرتهاى جهان بدانند امروز مثل ديروز نيست كه با يك تشر، ملتها چون دولتهااز ميدان عقب‏نشينى كنند.

ما هيچ خوفى از ابرقدرتها نداريم، و در عين حالى كه دستمان از همه آن سلاحهاى‏آدمكش كذايى كوتاه هست، لكن ايمانمان ما را وادار مى‏كند كه نترسيم وخوف نداشته باشيم.

مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرتهاست.

وظيفه ماست كه در مقابل ابرقدرتها بايستيم، و قدرت ايستادن هم داريم.

ما به ابرقدرتها آن قدر سوءظن داريم كه اگر يك مطلب راستى هم بگويند، مااعتقادمان طورى مى‏شود كه براى مصلحتى گفته‏اند كه مردم را اغفال كنند.

امروز روز مخالفت همه‏جانبه ابرقدرتهاست با اين ملت، در همه مظاهراسلامى‏اش ; و ما بايد بيدار باشيم و توجه داشته باشيم تبليغات اينها براى ماضررش بيشتر از جنگهاست.

هدف اصلى دولتهاى استعمارگر محو قرآن، اسلام و علماى اسلام است.

آن روز مبارك است بر ما كه سلطه جهانخواران بر ملت مظلوم ما و بر سايرملتهاى مستضعف شكسته شود، و تمام ملتها سرنوشت‏خودشان را به دست‏خودشان‏بگيرند.

اين سيلى كه ابرقدرتها از ايران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده‏بودند.

ماهيت دولت آمريكا

ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.

سلطه آمريكا تمام بدبختيهاى ملل مستضعف را به دنبال دارد.

آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.

آمريكا مى‏گويد كه ما در منطقه منافع داريم، چرا بايد او در منطقه ما منافع‏داشته باشد چرا بايد منافع مسلمين منافع آمريكا باشد

ملل اسلام، از اجانب عموما و از آمريكا خصوصا متنفر است.

دنيا بداند كه هر گرفتاريى كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب‏است، از آمريكاست.

مهمترين و دردآورترين مساله‏اى كه ملتهاى اسلامى و غيراسلامى كشورهاى حت‏سلطه‏با آن مواجه است، موضوع آمريكاست.

همه گرفتارى‏هايى كه ما داريم از دست آمريكا داريم.

همه مصيبت ما زير سر آمريكاست.

آمريكا شماها را براى نفتتان مى‏خواهد، آمريكا شما را براى اين مى‏خواهد كه‏بازار درست كند، كه نفتتان را ببرد و بنجلها را بياورد به شما بفروشد.

دشمن اصلى اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم‏الشان - صلى الله عليه و آله وسلم - ابرقدرتها، خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است.

آمريكا اين تروريست بالذات دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده،و همپيمان او صهيونيسم صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود، جناياتى مرتكب مى‏شود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند.

تمام گرفتارى ما از اين آمريكاست، تمام گرفتارى ما از اين اسرائيل است.

رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست‏پيش ملت ما.

احساسات ايرانيان عليه ملت آمريكا نبوده، بلكه عليه دولت‏آمريكاست.

مبارزه با آمريكا

هر چه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد.

همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز آمريكا مى‏داند.

اسلحه‏هاى سرد و گرم، يعنى قلم و بيان و مسلسل را از نشانه‏گيرى به روى يكديگرمنحرف، و به سوى دشمنهاى انسانيت كه در راس آنها آن آمريكاست نشانه‏برويد.

ما اعتقادمان اين است كه بايدمسلمين با هم متحد بشوند و تودهنى بزنند به‏آمريكا ; و بدانند كه مى‏توانند!

ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براى ما كار بكند، ما آمريكا را زير پامى‏گذاريم.

اگر معناى ضديت با آمريكا اين است كه ما نمى‏خواهيم وابسته به آمريكاباشيم، آرى ما ضد آمريكايى هستيم و اگر ترس آمريكا از اين است، آرى بايدبترسند.

دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و آمريكا و امثال اينهاست، كه مى‏خواهندحيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت‏ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن‏مشترك را دفع بكنيد.

آن داغى كه به دل آمريكا وارد شده است به واسطه اين نهضت، به دل هيچ كس‏وارد نشده است.

ما جرممان اين است كه با آمريكا مخالف هستيم.

اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اين كه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم،و زير دست آمريكا.

اى مظلومان جهان! از هر قشر و از هر كشورى هستيد بخود آييد، و از هياهوهاو عربده آمريكا و ساير زورمندان نهراسيد، و جهان را بر آنان تنگ كنيد.

آمريكا در مقابل مسلمين نمى‏تواند خودنمايى كند.

آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند.

اين نزاعى كه، مبارزه‏اى كه الان بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما وآمريكا نيست، بين اسلام است و كفر.

الآن در راس همه مسائل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريكاست. امروز اگر قواى‏ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكاست، و الآن دشمن آمريكاست و بايد تمام‏تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.

خوشوقتى كامل ما آن روزى است كه سلطه همه استعمارگران شرق و غرب، وبخصوص آمريكاى جهانخوار از سر مسلمانان قطع شود.

آمريكا ممكن است ما را شكست دهد ولى نه انقلاب ما را ; و به همين دليل‏است كه من به پيروزى خودمان اطمينان دارم ; دولت آمريكا مفهوم شهادت رانمى‏فهمد.

ما يقين داريم اگر دقيقا به وظيفه‏مان كه مبارزه با آمريكاى جنايتكار است‏ادامه دهيم، فرزندانمان شهد پيروزى را خواهند چشيد.

رابطه با آمريكا

روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است، روابط يك غارت‏شده‏با يك غارتگر است.

ما نه تحت‏حمايت آمريكا و نه تحت‏حمايت‏شوروى و نه تحت‏حمايت هيچ قدرتى‏نيستيم.

آنهايى كه خواب آمريكا را مى‏بينند خدا بيدارشان كند.

آن روزى كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت.

ما نمى‏خواهيم آمريكا سرپرست ما باشد، ما نمى‏خواهيم همه منافع ملت راآمريكا ببرد.

مملكت اسلامى عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا، كه شما نان ما رابدهيد.

با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست‏بردارد.

آمريكا و شوروى اگر دخالت در امور داخلى ما نكنند و با ما روابط حسنه داشته‏باشند، با آنها روابط برقرار خواهيم كرد.

غرب و غربزدگى

بايد به خود تلقين كنيم كه در غرب هيچ خبرى جز عقب نگه داشتن ما از قافله‏تمدن و تعالى نيست.

ما پيشرفتهاى دنياى غرب را مى‏پذيريم ولى فساد غرب را كه خود آنان از آن‏ناله مى‏كنند، نه!

غرب پيشرفتهايى كه دارد پيشرفتهاى مادى است دارد و دنيا را به صورت‏يك جنگنده، به صورت يك وحشى بار مى‏آورد.

تربيت غرب، انسان را از انسانيت‏خودش خلع كرده.

ما باورمان آمده است كه همه چيزها در غرب است، خير! آن چيزى كه در غرب‏است تربيت‏حيوان درنده است.

تا ما از آن غربزدگى درنياييم و مغزمان را عوض نكنيم و خودمان را نشناسيم، نمى‏توانيم مستقل باشيم، نمى‏توانيم هيچ داشته باشيم.