میانه روى در حال فقر و ثروت
به شعیب (علیه السلام) مى‏گفتند که «اصلا تک تأمرک .....ان نفعل فى اموالنا ما نشؤا» چرا نمى‏گذارى ما هر جورى دوست داریم پولمان را خرج کنیم حضرت شعیب (علیه السلام) فرمود درست است شما مالکید پول خودت است حلال هم هست اما حق ندارى اینطور خرج کنى در فقر هم باید میانه رو باشى شما حق ندارید اینقدر زندگى ات را تنگ بگیرى افرادى هستند در فقر هم تندروى مى‏کنند «ما احسن القصد فى العبادة» بعضى‏ها در عبادت تندروى مى‏کنندزیاد عبادت مى‏کنند امام فرمود من مى‏توانم یک روزه قرآن بخوانم .به ما نگفته‏اند یک شب تا صبح همه قرآن را ختم کن .
دوام عمل، نه کثرت عمل‏
«ان احب الاعمال ما دوم علیه و ان قل» بهترین کارها اینست که همیشگی ولوکم، «ادعوا الناس و بشروا و لاتنفروا» در دعوت و امر به معروف مردم را متنفر نکنید.  یک آیه داریم توى قرآن مى‏فرماید «ان الصفا و المروة من شعائر الله» صفا و مروه یک خیابان سرپوشیده است کنار مسجد الحرام 400 متر است حاجى‏ها باید این راه را بیایند و بروند مى‏فرماید صفا و مروه شعائر الله من یکوقت داشتم فکر مى‏کردم چرا خدا نگفته «ان الطواف من شعائر الله» چرا نگفته طواف شعائر است گفته سعى و صفا و مروه...  شاید بخاطر این باشد که صفا و مروه خیلى قید ندارد بى وضو هم مى‏شود صفا و مروه کرد خوابت هم بود طورى نیست 
وقتى یک قید زیاد مى‏شود مشترى هایش کم مى‏شود من رفتم یک جایى دیدم نوشته با وضو وارد شوید گفتم چه خبره خدا هم یک همچین شرطى نکرده البته خوب است آدم با وضو باشد همیشه البته باز به شرطى که اینجا افراط و تفریط نباشد ما آدم داریم که مى‏خواهد همیشه با وضو باشد ادرارش رانگه مى‏دارد و حال آنکه نگه داشتن ادرار بدترین ظلم است.
اگر کسى وضو دارد وارد مسجد شد اگر برود دستشویى و دومرتبه وضو بگیرد نماز جماعت تمام مى‏شود با همین وضویى که دارد نماز بخواند یا برود وضویش را تازه کند نماز فرادى بخواند اسلام مى‏گوید وضویش را تازه کند نماز فرادى بخواند . هر چه خدا گفته چشم هر چه پیغمبر و اهل بیت گفته چشم اما حضرت عباسى توى جامعه ما قیدهایى است که نه خدا گفته نه پیغمبر .
یک جایى بودیم هر که ساعت مچى داشت بیرونش مى‏کردند مثلا آیه داریم حدیث داریم پیغمبر گفته چه فرقى مى‏کند ساعت توى جیب باشد یا به دست باشد البته من حالا خودم ساعت مچى بدست نمى‏کنم بدلیل اینکه چون معلم هستم معلم هرچه تزئیناتش کمتر باشد براى معلمى قوى‏تر است .
عمل بر اساس دستورات دین، نه سلیقه‏هاى شخصى‏
شما هر شرطى را شنیدید بپرسید از کجاى قرآن در آوردید امام رضا (علیه السلام) فرمود  بگویید ریشه حدیث کدام آیه است که حدیث‏ها باید وصل به یکى از آیات قرآن باشد یعنى همه آبها باید وصل به قنات باشد وصل به سرچشمه باشد. 
یکی اینقدر غیرت دارد که اگر چادر خانمش شسته انداخته روى بند خشک بشود میهمان نگاهش به چادر خانمش خورد مى‏آید داد مى‏زند آبروى من رفت میهمان‌ها چادر تو را دیدند، خوب دیدند که دیدند مگر میهمان نگاهش به چادر کسى بخورد  حرام است یا مکروه ولى دادى که تو سر من مى‏زنى اشکال دارد. 
 شما افطارى مى‏خواهى بدهى مستحب است بخاطر مستحب حق ندارى تحمیل کنى به مادرت که همچین غذایى بپزد .
یک کسى را مى‏بینیم توى خیابان حالا مثلا آن طورى که ما مى‏خواهیم نیست مرده شور ترکیب ات را ببرد با این قیافه آمده توى خیابان.
دورى از افراط در برخورد با خلافکاران‏
 مى‏شود به یک آدمى که این رقمى راه مى‏رود توى خیابان گفت مرده شور ترکیبت را ببرد این کلمه را به یک انسان مى‏شود گفت؟ حرام است. اگر او تفریط است شما هم افراط است. یک کفتر پران دارد کفتر مى‏پراند خاک توى سرت کنم! اگر کفترپراندن او حرام است کلمه خاک توى سر تو هم حرام است.
 مى‏گویند یک کسى سرنماز حرف مى‏زد بغل دستى اش گفت حرف نزن نمازت باطل است .
اینهایى که مى‏خواهند امر به معروف کنند نهى از منکر کنند باید کلاس ببینند باید کلاس ببینند ما هر چیزى اندازه داریم ریش اندازه دارد ریش تراشیدن حرام است ریش دراز هم دلیل کم عقلى است حدیث داریم هر که مى‏خواهد ببینند عقل اش چقدره ببیند ریش اش چقدر دراز است ریش اندازه دار در حد یک مشت .
اصلا کسانى که دست به یک کارهایى مى‏زنند که نشان بدهند خودشان را امام کاظم (علیه السلام) مى‏فرماید اینها عقده‏اى هستند یعنى یک کمبودى دارد مى‏خواهد با این عمل مردم را به خودش جذب کند حالا جذب مردم به خود ممکن است از طریق هر جورى باشد سرموتورش را بلند کند نمى‏دانم یک... یک جورى ملق مى‏زند یک جورى عطسه مى‏کند 
دورى از رفتارهاى ریاکارانه‏
توى مسجدها بعضى یک آمینى مى‏گویند که حواس مردم را پرت کنند مى‏خواهد خیلى چیزها از خدا بگیرد .
 حدیث داریم اگر کسى با بند کفش خواسته باشد مردم را متوجه بند کفش اش کند این اهل بهشت نیست آیه‏اش اینست «تلک الدار الاخره نجعلهاللذین لایریدون علوا فى الارض و لا فسادا» کسانى که در زمین نخواسته باشند بلند پروازى کنند و نخواسته باشند فتنه و فساد راه بیندازند بهشت مال آنهاست بعد امام ذیل این مى‏فرماید افرادى هستند حتى با بند کفش شان «یریدون علوا» یعنى دل اش مى‏خواهد بند کفش اش از همه بند کفشها مثلا ممتاز باشد.
یک جایى رفتم سخنرانى دیدم یک کسى آمد پاى منبر من نشست این تحت الحنکش باز بود مثل نماز که گفته‏اندمستحب است  گوشه عمامه زیر گلو باشد این توى کوچه هم که راه مى‏رفت همینطور بود گفتم اولا که الان این کار لباس شهرت است گاهى وقتها یک چیزى یک زمانى  مستحب است اما بعد چون ور افتاده  لباس شهرت مى‏شود حالا یا ممکن است حرام باشد یا ممکن است مکروه باشد یا ممکن است اثر بدى داشته باشد. بنده اگر یک انگشتر دست کنم که این انگشتر حواست به انگشتر من مى‏افتد  در مکه یک کسى من را دید گفت آقاى قرائتى چرا عمامه ات را برداشته‏اى؟ گفتم براى رضاى خدا گفت چرا براى رضاى خدا گفتم من با عمامه بودم دیدم مردم دارند طواف مى‏کنند یک مرتبه  مى‏گویند اوه!! این قرائتى تلویزیون نیست؟ من اینها را از خدا جدایش کرده‏ام .
آقا شما این... یک حمد بخوان نفس شما انشاءالله شفاست مى‏گویم ببین من حمد را مى‏خوانم اما اگر خوب نشد نگویى نفس من است . اگر خوب شد خوبى سوره حمد است خوبى نفس من نیست نگذارید ما را ستایش کنند به چیزى که نداریم. یک آیه داریم توى قرآن کسانى که دوست دارند ستایش بشوند به کارهایى که انجام نداده‏اند قطعا اینها جهنمى هستند
مى‏گویند آقاى قرائتى واقعا چقدر شما را دعا کردیم چه مسجدهاى خوبى توى جاده‏ها ساختى این مسجدهامثل کاروانسراهایى است که به اسم شاه عباس است نه شاه عباس کاروانسرا ساخت نه قرائتى مسجد اینها را خود مردم ساختند
دورى از ستایش‏هاى بى جا و نابجا
قرآن مى‏گوید«یحبون ان یحمدوابما لم یفعلوافلا تحسبنهم بمفازه» دوست دارند ستایش بشوند به کارهایى که انجام ندادند یعنى فکر نکنید اینها اهل فوز و رستگاریند .
 اجمالا باید مواظب باشیم هم خودمان اهل افراط نباشیم هم اگر کسى درباره ما تملق مى‏کند چاپلوسى مى‏گوید تندروى مى‏کند جلوى تندروى او را هم بگیریم.
خدایا! ما را از همه تندروی‌ها کندروی‌ها افراط و تفریطها دور و ما را در راه مستقیم قرار بده. «اهدنا الصراط المستقیم».