مختار در آینه تاریخ
هدف دعوت و قیام خود را چنین بیان مىكرد:
همانا (محمد حنفیّه) فرزند على، وصى و جانشین پیامبر، مرا به عنوان امین و وزیر و فرمانده بـه سـوى شما فرستاده و به من دستـور داده است تا كـسـانى كه ریختـن خون حسین را حـلال دانـسـتـنـد بـه قتل برسانم و به خـونخـواهـى اهـل بیتش و دفاع از ضعفا قیام كنم. پس شما نخستین گروهى باشید كه به نداى من پاسخ مثبت مىدهید.
در مـوضـعـى دیـگـر چـنـیـن گـفـت: "مـن بـراى اقـامـه شـعـار اهـل بـیـت و زنـده كـردن مـرام آنـان و گـرفـتـن انـتـقـام خـون شـهـیـدان بـه سـوى شـمـا آمـدهام."
او در زنـدان هم، مـىگـفـت: "بـه خـدا سـوگـند، هر ستمگرى را خواهم كشت و دلهاى مؤمنان را شاد خواهم كرد و انتقام خون(فرزندان)پیامبر(ص) را خواهم گرفت و مرگ و زوال دنیا هم نمىتواند مانع من شود."
وى نـامـهاى مـحـرمـانـه از زنـدان بـراى تـوّابـیـن فـرسـتـاد و ضـمـن تـجـلیـل از حـركـت انقلابى آنان، بشارت داد كه "من به زودى به اذن خدا، از زندان آزاد خواهم شد و دشمنان شما را از دم تیغ خواهم گذراند و نابودشان خواهم كرد."
در بـازگـشت سران شیعه از مدینه به كوفه، مختار در جمع آنان اعلام داشت: "مرا در جنگ با قاتلان اهل بیت و خونخواهى حسین(ع) یارى دهید."
در دیـدار مـحـرمـانه سران شیعه با ابراهیم اشتر و دعوت از او براى یارى مختار، یزید بن انس اظهار داشت: "ما تو را به كتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) و خونخواهى اهل بیت او و دفاع از ضعفا و مظلومان دعوت مىكنیم."
حمایت امام سجاد (علیه السلام)ومحمد حنفیه از قیام مختار:
مختار نخست مردم را به امامت علی بن حسین زین العابدین که در مدینه می زیست
می خواند ولی آن حضرت باتوجه به شرایط رسما به قیام وی توجه نداشت و همین حسن سیاست بود که عبدالله بن زبیر که بر مکه و مدینه حکومت داشت متعرض علی بن حسین نگردید.
امام نامه هایی را که از مختار می رسید را پاسخ نمی داد . و رسما در مسجد مدینه از او تبری جست
مختار دعوت به امامت محمد بن حنفیه پسر علی بن ابیطالب کرد .
در نـامـه ابـن حـنـفـیـّه بـه ابراهیم اشتر آمده است: مختار، امین و وزیر و منتخب من است و به او دسـتـور دادهام با دشمنانم وارد نبرد شود و به خونخواهى ما برخیزد، خود و طایفه و پیروانت او را یارى كنید.
مختار در مراسم بیعت مردم كوفه با او گفت: "بیعت مىكنید با من بر اساس كتاب خدا و سنّت پیامبرش و خونخواهى اهل بیت پیامبر(ص)."
محمد حنفیّه به سران شـیـعـه گـفـت: "درباره خونخواهى ما، برخیزید همه به نزد امام من و امام شما، على بن الحـسـین (ع) برویم. آنان همراه محمد حنفیّه خدمت امام سجاد(ع) شرفیاب شدند و محمد ماجرا را بیان كرد. امام در پاسخ آنان فرمود:
عـمـوجـان، اگـر كسی به حمایت ما اهل بیت برخیزد، بر مردم واجب است او را یارى دهند. من تو را در این امرنماینده خود قرار دادم؛ هر طور كه صلاح دیدى، اقدام كن .
در ملاقات نمایندگان شیعیان عراق با محمد حنفیّه و امام سجاد(ع) در حجاز، آنان اظهار داشتند كه مختار ما را به خونخواهى شما دعوت كرده است. امام و محمد حنفیّه در پاسخ آنان، اظهار داشتند كه ما خواهان این كاریم و بر مردم واجب است او را یارى دهند.
شعار قیام مختار:
شعار "یا منصـور امت" شعار یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر بود و در قیام زید بن على بن الحسین(علیهماالسلام) نیز همین شعار داده شد.
شهر كوفه چهره یك شهر جنگى به خود گرفت و این بار در تب خونخواهى امام حسین(علیه السلام) مىسوخت و فریاد "یا لثارات الحسین" در شهر جوش و خروش افكند.
نقش ایرانیان در قیام مختار:
بـیـشتـر سـاكـنان عراق را ایرانیان تشكیل مىدادند و جمعیّتى عظیم بودند كه به آنان "جند الحمراء" یا "لشكر سرخ" مىگفتند؛ زیرا نسبت به اعراب سیه چهره، گونههایى سرخ و سـفـیـد داشـتـنـد و یـا لبـاس سـرخ مـىپـوشـیـدند. عمده لشكر مختار را نیز ایرانیان یا "جند الحـمـراء" تـشـكـیـل مـىدادنـد. ایـنـان بـه دلیـل عـدالت گـسترى حكومت حضرت على(علیه السلام) از طرفداران سرسخت خاندان پیامبر و فرزندان حضرت على(علیه السلام) به شمار مىآمدند.
ورود مختار به کوفه:
ورود او به کوفه مصادف با آمادگی توابین برای خروج از شهر بود. طبعاً مختار نمی توانست در مقابل سران توابین قد علم کند. به همین جهت صبر کرد تا عاقبت کار توابین مشخص گردد.
مختار با رهبران شیعیان و یاران امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و حسینیّون را كه در حادثه عاشورا دخالت نداشتند ملاقات نمود و آنان را به بیعت و قیام دعوت كرد.
مردم كوفه همگی به صورت نیمه مخفی با مختار بیعت كردند. اساس این بیعت و هدف از آن قیام، خونخواهى شهداى كربلا بود.
نـیـروهایى كه با مختار بیعت كرده بودند، فوج فوج وارد كوفه مىشدند: ابوعثمان شهدى، از سـران قـبـایـل اطراف كوفه، با شعار یا لثارات الحسین" وارد شهر شد، نیروهاى مثنّى بـن مـخـربه نیز پس از درگیرى با نیروهاى ابن زبیر در بصره و شكستن محاصره شهر، به كوفه آمدند.
برخورد زبیریان بامختار:
خبر ورود مختار به كوفه و گرایش عمومى مردم به او بـه گوش ابن مطیع رسید و قاتلان امام حسین(علیه السلام) همچون شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى و زید بن حارث، كه از معاونان استاندار ابن زبیر بودند، خطر مختار را به او گوشزد نمودند و پیشنهاد دستگیرى و حتى قتل مختار را به او دادند.
پس از خروج توابین از شهر، قاتلین امام حسین (ع)که از ناحیه مختار هراس زیادی داشتند، حاکم زبیری کوفه را وادار کردند تا مختار را زندانی کند. سرانجام عمال ابن زبیر، مختار را دستگیر كردند و به زندان انداختند. مجددا مختار از زندان براى شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامهاى نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قید ضمانت.
مختار پس از چند ماه زندانى شدن توسط عمال ابن زبیر، خلاصى یافت، و با یك حركت حساب شـده مشغول برنامهریزى براى قیام شد و جمعى از سران شیعه و بقایاى توابین از طرف او مامور شدند تا از مردم بیعت بگیرند.
وی پنهانی مشغول آماده کردن قیام خود گشت و از بازماندگان توابین خواست تا آماده باشند. او آن را به کتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بیت، دفاع از ضعفا و جهاد با کسانی که حرام اسلام را حلال کرده اند،دعوت می کرد. در زندان هم مخفيانه به افراد نامه مي نوشت و با انها تماس داشت كم كم رابطه مردم كوفه با او زياد شد و او با اين كه در زندان بود مردم با او بيعت مي كردند وقتي آزاد شد مردم با او تماس گرفتند و شيعيان گروه گروه آمدند و با او بيعت كردند
عـبدالرحمن بن شریح مىگوید: جمعى از سران شیعه در خانه سعد بن ابى سعر حنفى، كه از چهرههاى برجسته شیعه بود، جلسهاى تشكیل دادند.
عبدالرحمن، كه از بزرگان كوفه بود، در آن جلسه چنین گفت: "مختار مىخواهد قیام كند. و ما را بـه همكارى و یارى خویش دعوت نموده و ما هم بیعت او را پذیرفتهایم، ولى نمىدانیم كه واقعا او از طرف ابن حنفیّه ماموریت دارد یا خودش این چنین تصمیم گرفته است." او پیشنهاد داد جـمـعـى از سـران شـیـعـه به حجاز بروند و با اهل بیت پیامبر و بازماندگان امام حسین(ع) به ویـژه مـحـمـد حـنـفـیـّه، دیـدار كـنند تا قضیّه روشن شود. آن جمع پیشنهاد را پذیرفتند و به حجاز رفتند و به ملاقات محمد حنفیّه رفتند.
مـحـمد عـلت آمـدن آنـان را جویا شد. عبدالرحمن گفت:
مـخـتـار ثقفى به كوفه آمده و مدّعى است كه از طرف شما ماموریت دارد و ما را به كتاب خدا و سـنـّت پـیـامبر و خونخواهى اهل بیت پیامبر و دفاع از مظلومان دعوت كرده است. مىخواستیم نظر شما را بدانیم. اگر چنین باشد، با همه وجود، از او حمایت خواهیم كرد و اگر چنین نباشد، او را ترك خواهیم نمود.
محمد، فرزند امیرالمؤمنین(ع) پس از حمد و ثناى الهى گفت:
گفتید كسى شما را براى خونخواهى ما دعوت كرده است. به خدا سوگند، دوست دارم خـدا بـه وسیله هر یك از بندگان خود كه بخواهد انتقام خون ما را از دشمنانمان بگیرد. این نظر من است.
تصرف کوفه توسط سپاه مختار:
وی 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» 14 ربیع الاول سال 66 هـ ق، در کوفه به پا خاست و "عبدالله بن مطیع" را که کارگزار "عبدالله بن زبیر" بود بیرون کرد. درگیری های سختی در محله ها و میدان های کوفه شد، گروههایی کشته و گروههایی تسلیم شدند. اشراف کوفه با او بیعت کردند.
قصر ابن زیاد به تصرف مختار در آمد، آنها شب را آنجا ماندند و صبح روز بعد بزرگان و سران قـبایل و مردم در مسجد و مقابل قصر تجمع كردند. مختار خود را براى اداى نماز و سخنرانی در مـسجد و اعلام رسمى پیروزى انقلاب، مهیّا كرد.(44) ظاهرا آن روز، جمعه بوده است. مـخـتـار شـخـصـا نـمـاز را اقـامـه نـمـود و در یك خطبه پرمحتوا و انقلابى، اهداف اصلى قیام را تشریح كرد.
مـخـتـار سپس در خطبه دوم نماز، با تاكید و قسم یاد كردن، تصمیم خود را در ریشهكن نمودن عمّال ظلم و ستم و قاتلان امام حسین(علیه السلام) اعلام داشت .
مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید.
برخی از سرکردگان که به هلاکت رسیدند:
شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).
مختار شمر و عمر بن سعد را به قتل رسانید و سر ایشان را برای حضرت زین العابدین
به مدینه فرستاد سپس عبید الله بن زیاد را درکنار رود ذاب شکست داده بکشت و سر
او را به قصر الامارۀ کوفه جایی که سر امام حسین را برای ابن زیاد آوردند فرستاد،
رفتار مختار در قدرت:
بـر خـلاف شایعات امویان و بعضى گزافهگویىها، در نهضت مختار، فقط قاتلان امام حسین (علیهالسلام) و عاملان حادثه كربلا كیفر دیدند و در تاریخ حتى یك مورد تعرض به زنان، كودكان و افراد بى گناه از سوى او مشاهده نشده است، بلكه آنچه از تاریخ به دست مىآید این است كه مختار و نیروهایش اصول انسانى و ارزشهاى الهى را رعایت مىكردند.
دیـنـورى، مـورخ مـشـهـور، نـقل مىكند كه پس از كشته شدن ابن زیاد در جنگ خازر، همسر او به اسـارت سـپـاه مـخـتـار درآمـد. ایـن زن اسـیـر نزد ابـراهـیـم فـرمـانده لشكر مختار آمد و گفت: امـوال او را بـه غـارت بـردهانـد، ابـراهـیـم گـفـت: چـه مـقـدار از امـوال تـو غارت شده است؟ گفت: پنجاه هزار درهم. دستور داد یكصدهزار درهم به او دادند و و او را همراه صد سوار به بصره نزد پدرش رساندند.
اقدامات مختار:
مهمترین اقدام مختار، مقابله با سپاه شام بود که درسال 67 هـ ق بین سپاه او به فرماندهی "ابراهیم بن اشتر" و سپاه شام به فرماندهی "عبیدالله بن زیاد" صورت گرفت که در این جریان بعضی از اصلی ترین سرکردگان و رهبران شام که مدتها در جنگهای مختلف عراق، شرکت داشتند، مثل عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیرسکونی، شرجیل بن ذی الکلاع، همگی کشته شدند و بقیه سپاه نیز شکست خورده و فراری و در شهر «موصل» آواره شدند.
سرانجام کار مختار:
مختار به مناطقی چون موصل، حلوان (نزدیک سرپل ذهاب)، مدائن، بلاد ارمنیه، اران، آذربایجان، حوران، ماهیان، ری و اصفهان، مسلط شد و فقط شهر بصره به دست آل زبیر و زبیریان بود. زبیریان از نیروهای مختار خواستند که با عبدالله بن زبیر، به عنوان امیرالمومنین بیعت و دست از جنگ بردارند، و یاران مختار خواستند تا آنها با مختار بیعت و خلافت را به «آل رسول» واگذارند که در این میان جنگی صورت گرفت و مصعب بن زبیر حاکم بصره و برادر عبدالله بن زبیر که از شقی ترین افراد روی زمین بود سپاه مختار را شکست داد و مختار و بسیاری را کشت و یاران او را اسیر کرداز لشگریان او قریب هفت هزار تن اسیر شدند که غالب ایشان ایرانی بودند به بغض اینکه از «عجم» بودند همه از دم تیغ لشگریان مصعب گذشتند .
مدت حکومت مختار، یکسال و نیم (18 ماه ) بود و در 14 رمضان سال 67 هجری قمری یا 68 هجری از مصعب شکست خورد و در مذار در ناحیه میسان میان واسط و بصره به قتل رسیدودرسن 67 سالگی از دنیا رفت.
همسرش عمره پس از اسارت دردفاع از مختار مقاومت کرد ودرمقابل درخواست زبیریان مبنی بربرائت اواز مختار گفت چگونه از کسی که روزها روزه وشبها در عبادت بود برائت جویم ودرراه عشق به خاندان علی اورا دربیابان حیره دست وپابسته گردن زدند وبه شهادت رساندند.
قضاوت تاریخ در مورد مختار:
البـتـه نـمـىتـوان گـفت تمام آنچه مختار و نیروهایش انجام دادند دقیقاً منطبق با موازین شرع و اعـتـقادات شیعه بوده است، اما آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعه كربلا انجام داد، واكنش قهرى دسـتـگـاه آفـریـنـش بـا سـتمگران، اجابت نفرین دلهاى سوخته خاندان ستمدیده پیامبر(ص) و جوشش طبیعى احساسات در جامعه مسلمانان بود.
توفیق اعلم، دانشمند معاصر، درباره انتقام مختار مىگوید:
تـنـهـا بـرخـورد قاطع و خونبارى كه در تاریخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذیرفته شده همین كار عادلانه مختار است.
استاد سیدجعفر شهیدى(ره) نیز در این باره مىگوید:
از نو قتلگاه، بلكه قتلگاههاى دیگرى به راه افتاده، اما این بار قربانیان، آن پاكان و عـزیزان خدا نبودند، دژخیمهایى بودند كه دستهایشان تا مرفق، در خون آزادگان رنگین شده بود.
امروز وقتى ما داستان كشتار مختار، پسر ابى عبیده ثقفى را مىخوانیم، اگر سرى به كتابهـاى حـقـوقـى زده بـاشـیـم، مـمكن است چنان انتقامى را تا حدى خشن بدانیم و بگوییم: چرا چنان كردند؟ یكى را چون گوسفند سر بریدند و یكى را شكم پاره كردند و دیگرى كه تیرى به فـرزنـدى از فرزندان حسین(علیه السلام) افكنده و آن جوان كه دست را سپر ساخته و تیر، دست و پیشانى او را شكافته بود، همان كیفر دادند، دیگرى را در دیگ روغن جوشان افكندند و دست و پاى آن یكى را بـه زمـیـن دوخـتـنـد و اسـبـان را روى آن گـذراندند، چنانكه نوشتهاند، تنها یكجا دویست و چـهـل و هـشـت تن را، كه در قتل حسین و یاران او شریك بودند، طعم اینگونه كیفرها چشاندند؛ ما ایـن داسـتـانهـا را مـىخـوانیم و در آن نوعى قساوت مىبینیم،
اما باید دانست كه قضاوت مردم سیزده قرن بعد درباره كردار پیشینیان درست نیست.
زیارت گاه مختار:
مزار مختار در كوفه، از قدیم الایام جزو مشاهد مشرّفه محسوب مىشود.
قبر مختار در صحن مسلم بـن عـقـیـل، مـتصل به مسجد اعظم كوفه است. گرچه بناى آن مندرس و قدیمى شـده، اما بـزرگـان شـیـعـه و مـردم قـدرشـنـاس از زیـارت او غافل نیستند.

علامه شیخ عبدالحسین طهرانى(ره) از شاگردان برجسته صاحب جواهر و وصى مرحوم امیركبیر، وقـتـى بـراى تـشـرف بـه عتبات عالیات وارد عراق شده بود، نسبت به تعمیر و تجدید بناى مزار شریف مختار همت گماشت .
عـلامـه امـیـنـى بـه نـقـل از كـتـاب مـزار شـهـیـد، زیـارتنـامـهاى جـالب بـراى مـخـتـار نـقـل مـىكـنـد و از ایـن زیـارتنـامـه، كـه شـهـیـد آن را نـقـل كـرده اسـت، معلوم مىشود كه قبر مختار از دیرزمان، مورد علاقه شیعیان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نیز در سفرنامه خود به آن اشاره كرده است.
سخن آخرین
چطور می توانیم راجع انسانها اینطور رای د هیم و ادارک و بینش فردی خود را حق و خط کش این ماجرا قرار دهیم.حقیقتا چقدر خود ما بر اساس اعتقادات، بی غل و غش زندگی کردیم؟
بايد براي مختار احترام قائل شويم. ومطابق روایات وارده ازائمه از جمله امام باقر (ع) از بدگوئی مختار نهی شدیم چون خدماتی انجام داده است.
واقعاسخت است قضاوت كردن بهر حال در طول زندگي مختار عشق و محبت او نسبت به اهل بيت نمايان بود و آدم بي تفاوتي نبود مثل خیلی از مردم كوفه در آن شرایط زندگی قبیله وعدم دسترسی به موقع اطلاعات واطلاعات صحیح وحکومت نظامی، اطلاعاتی وخفقان در راه یاری نماینده امام درزندان محبوس بودند.
کمااینکه امام خمینی اگر سال 42 که شاه قصد اعدامش را داشت تدبیر نمی کرد نهضت فروکش می کرد اما ایشان با قبول تبعید وگذشت زمان ظلم حکومت را آشکار کرد ودر زمان مناسبی با بیدار گری مردم انقلاب کرد.
اگر برنامه ریز و هماهنگ کننده طرفداران امام مختار بود این قیام به نتیجه می رسید .
متاسفانه طرفداران امام در کوفه رهبری مناسبی نشدند و در مقابل ترفند های ابن زیاد نقشه کاری مدبرانه نداشتند.
ترديد مختار نيز از حكمت و مشيت الهي سرچشمه مي گرفت.
تقدير در اين بود تا او زنده بماندو انتقام اهل بيت را ازخاندان فاسق اموي بگيرد. مختار نبايد كشته مي شد تا به کاری بزرگ مبعوث شودو بتواند قاتلان امام را قصاص كند همانگونه كه امام سجاد در واقعه كربلا شهيد نشدتانهضت اسلام ابتر نماند.
هرگز مختار را که دل اهل بیت را شاد کرد با سیاسیون فرصت طلب مقایسه نکنید.
مشيت الهي در اين بود كه مختار بماند چرا كه خون خواهي حسين كار عظيمي بود كه بايد به دست مختار صورت مي گرفت کما اینکه این وعده را حسین (ع)درخصوص چیرگی غلام ثقیف وعده داد.
قیام مختار تفسیر عملی آیه شریفه"وسیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون بخشی از پروژه جهانی وعده انتقام مظلومان استکه به تحقق وعده الهی بدست منتقم الهی امام زمان (ع) تکمیل می شود.
منابع:
تاریخ یعقوبى، احمد بن ابى یـعـقـوب
مـعجم قبائل العرب، عمر رضا كحاله
شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید معتزلى
قاموس، محمد بن یعقوب فیروز آبادى،
وفیات الاعیان، ابن خلكان،
الغـارات، ابـراهـیـم بـن مـحـمـد ثـقـفـى
مـقـتـل الحـسـیـن، عـبـدالرزاق موسوى مقرم،
حیاة الامام الحسین، باقر شریف القرشى
الاعلام، خیرالدین الزركلى
البدایة و النهایة، ابن كثیر
بحارالانوار، محمدباقر مجلسى
تنقیح المقال، مامقانى
مستدرك الوسائل،
فروع كافى
مقاتل الطالبیین،
تنزیه المختار،
رحله، ابن بطوطه،
اخبار الطوال،
اهل بیت، توفیق اعلم،
پس از پنجاه سال پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(ع)، سید جعفر شهیدى،
الارشاد، مفید
تاریخ طبری، محمد بن جریر طبرى
مقتل الحسین(ع) ، ابی مخنف،
انـسـاب الاشـراف،
الکامل فی التاریخ ابن اثیر،
با سلام واحترام